ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1355

سفرنامه شاردن ( فارسى )

كوچكى ساخته شده بود ، و در آنها ظرفهاى سيمين و چينى نهاده بودند كه همه پر از گل بود . كف تالار را با قاليهاى بسيار زيبا و خوش بافت فرش كرده ، و اطرافش را پشتيهاى چهارگوش زربفت نهاده بودند . پشت تالار دالان پهنى وجود داشت كه ديوارهايش با آب طلا نقاشى شده بود و مبلمان گرانبها داشت . اين دالان نيز از سه طرف به باغ باز بود . ميانش دو حوض از سنگ مرمر ساخته بودند و هر كدام داراى چند فواره بود كه شب و روز از آنها آب مىجهيد . جاى مرا كه دير آمده بودم در طرف چپ ميزبان كه بالاى مجلس نشسته بود خالى گذاشته بودند و نماينده تجارى انگليس در طرف راست صاحبخانه نشسته بود . رسم ارامنهء مقيم مشرق زمين اين است كه اگر ميزبان سالخورده و با شخصيّت باشد بالاى مجلس مىنشيند ، و برادران كوچكتر و پسرانش به پذيرايى ميهمانان مشغول مىشوند . اسباب و لوازم غذاخورى روى دو سفرهء زربفت كه متن آن سرخ و آبى بود و آستر تافتهء سبز داشت چيده شده بود . بوفه در انتهاى تالار قرار داشت ، و آن مشتمل بر سه يا چهار دو جين بطرى شفاف بود كه هر يك آنها تقريبا سه كوپين Chopine شراب جا مىگرفت . بدنهء اين بطريها گرد اندكى پست و فشرده ، و گلويشان به اندازهء هشت نه بند انگشت بلند بود . برخى از آنها ساده ، و برخى مرّصع بودند . در اين بطريها انواع شراب جا داشت ، و دهانهء آنها به جاى چوب پنبه با چند گل گرفته شده بود ، زيرا هواى ايران چندان پاك و پاكيزه و خشك است كه اگر دهانهء بطريهاى شراب را با چوب پنبه نبندند هرگز خراب و فاسد نمىشود . در فواصل اين بطريها ليوانهاى زيباى سنگى يا چينى يا سيمين ميناكارى و زراندود وجود داشت ، و در كنار آنها دو ظرف بزرگ پر از يخ شفاف و پاكيزه ديده مىشد . ديدن بوفه زيبا و شرابهاى خوشگوار به راستى طرب‌انگيز بود . وقتى من وارد شدم ظرفهاى پر از شراب را ميان طشتكهايى پر از يخ نهاده بودند . افزون بر اين براى تحريك اشتها شانزده يا هجده ظرف محتوى حلواهاى مختلف و مربّاهاى گوناگون كه بعض آنها با چاشنى زنجبيل ، جوز هندى ، يا هل ، يا پوست نارنج و پرتغال و اقسام ديگر چاشنىها آميخته شده بود وجود داشت . برابر روى هر يك از ميهمانان يك ظرف محتوى شراب نهاده بودند . دو نوباوهء جوان و زيبا كه جامه‌هاى نو و پاكيزه بر تن داشتند گيلاسهاى پر از عرق روسى و